Sunday, May 20, 2007

خاطرات یک ضد شما خرخوان ها !

الان همه اینها عین موش مرده ها افتادن رو کتاباشون ! و دارن مثه چی کتابارو تلیت می کنن و می خورن . ببین من کی گفتم که اینها دسته جمعی خر می زن .
دیشب هر چی شیمی می خوندم نمی فهمیدم یه خورده با لگولاس اس-ام-اس بازی کردیم بهش می گم من داغونم و چیزی نمی خونم میگه :ببخشید تو چرا درس نمی خونی ؟ تو درس نمی خونی ؟ والا نفمیدم منظورش چیه ولی نمی دونم منی که میرم میرینم به امتحان چجوری خوب درس خونده به نظر می آم ؟؟؟؟
یکی مثل من که صبح تا شب داره تو نت ... چرخ می زنه، درسشم قراره بخونه !خب حسابی چرت و پرت ( به فتح چ و پ ) گفتم ولی فردا رو داریم که همه اینها تو امتحان ۲۰ می شن [۱۹.۷۵ هم نه ‌، ۲۰ ! ]ّ میبینیم !
در دفاع خودتون حرفاتونو اینجا قبول داریم ;)
هر چند می دونم که حداقل یکیتون می گه که آدم از واقعیت زندگه که دفاع نمی کنه یا یه چیزی تو همین مایه ها !

Leo

1 comment:

ADayDreamer said...

اینو قبول دارم که همه «خر می زنند!» اما اینو بیشتر قبول دارم که اگه من خر نزنم بی چاره شدم و مامان بابام خفم خواهند کرد@ و چون شیمی خوندن واسم راحت تر هست ترجیح می دم شیمی بخونم و یک نمره شیمیم خوب شه تا هیچی نخونم و هیچ درسیم خوب نشه(من فردا حداقل 8 نمره نمی گیرم!:D)