skip to main | skip to sidebar

خاطرات یک ...

Tuesday, May 1, 2007

خاطرات یک زابراه




میگه قلمو داری؟
جواب می ده چه رنگی؟
‍این است وضعیت ما در شب کارگاه





سنجاب





Posted by خاطرات یک ... at 1:10 PM
Labels: سنجاب

No comments:

Post a Comment

Newer Post Older Post Home
Subscribe to: Post Comments (Atom)

Blog Archive

  • ▼  2007 (45)
    • ►  June (13)
    • ▼  May (24)
      • خاطرات يك سوفسطايي
      • خاطرات يك ناظر
      • خاطرات یک زندگی زده
      • خاطرات یک ادبیات زده
      • خاطرات یک موذی
      • خاطرات يك خاطرات يك خاطرات يك خاطرات يك...
      • خاطرات يك جعبه ي خالي
      • خاطرات یک بی حس
      • خاطرات یک توبیخ گر
      • خاطرات یک تهوع
      • خاطرات يك متفكر تنها
      • خاطرات یک سوال دار
      • خاطرات یک مصرف کننده لیتیم
      • خاطرات یک مادر بزرگ
      • خاطرات يك شاعر
      • خاطرات یک ضد شما خرخوان ها !
      • خاطرات يك تكراري
      • خاطرات یک موش مرده
      • خاطرات یک فردی که خیلی بهش خوش گذشته
      • خاطرات یک بعد از کارگاهی
      • !!خاطرات یک تعجب
      • خاطرات یک زابراه
      • خاطرات یک لطیف روح
      • خاطرات یک یاغی
    • ►  April (8)

About We

خاطرات یک ...
memmbers : Leo , Sanjab , Sponge , FA , legulas !
View my complete profile