Wednesday, May 30, 2007
Monday, May 28, 2007
خاطرات یک زندگی زده
Sunday, May 27, 2007
خاطرات یک ادبیات زده
چنین گفت زرتشت(نیچه)
Saturday, May 26, 2007
Friday, May 25, 2007
خاطرات يك خاطرات يك خاطرات يك خاطرات يك...
Thursday, May 24, 2007
خاطرات يك جعبه ي خالي
اگه بدوني يه احمقي در حالي كه بقيه فكرمي كنن خيلي مي فهمي اينو بهشون مي گي؟
اگه بدوني يه ابلهي در حالي كه بقيه فكر مي كنن صرفا رله اي اينو بهشون مي گي؟
من الان اينا رو بهشون گفتم.
خاطرات یک بی حس
Tuesday, May 22, 2007
خاطرات یک توبیخ گر
خیلی بده که آدم از حرکت اولش ، حرکت دومش پیدا باشه از حرکت دوم ،حرکت ۳ و الی تا حرکت ان ام !
بدتر اینه که از حرکت اولش حرکت ان امش هم پیدا باشه !!
خیلی بده که آدم نتونه فرق بین علاقه مندی و نفرت و از هم تشخیص بده !
خیلی بده که آدم واسه کاری که خودش می تونه حلش کنه بره بزرگترشو بیاره !
بدتر اینه که بعد از اینکه کارو حل کرد بزرگترشو بیاره تا چیزی کف دلش نمونه!!
خیلی بده که آدم هر چیزیو مربوط به خودش بگیره ! ( این با اولی فرق داره )
من نمی گم که کسی این کارها رو می کنه ، فقط می گم این کارها خیلی بده
خاطرات یک تهوع
خاطرات يك متفكر تنها
سنجاب
خاطرات یک سوال دار
جدا دلیل یه سری چیز ها رو نمی فهمم یا من ابله ام یا ...
مثلا :
چرا آدمو ایگنور می کنه ؟ ازش می پرسی هم جواب نمی ده ؟
چرا اینها می رن امتحان شونو خوب می دن و می گن ما گند زدیم ( چند می شه حالا که می گی گند زدی ؟ -آره یه ۰.۵ غلط دارم !)
چرا همونی که ایگنور کرد میگه گند زدم و نمیدونه که آیا ممکنه اون ۰.۲۵ غلط رو داشته باشه یا نه...
-------------------------------------------------------------------------------------------------
چرا گیر دادن که تو از یکی خوشت میاد ، کسی که ...
می خوان قضیه رو اصلاح کنن : اونم از تو خوشش میاد
وااااااااااااااای من اگه نخوام در رابطه با یکی چیزی بشنوم باید چی کار کنم ؟
--------------------------------------------------------
جرا من این همه دارم تو نت ول می شم اونی که بیشتر از من وله همه درسشو خونده ؟
چرا من بلد نیستم درست نفس بکشم ؟
چرا من از مغز پیچیده ی
D
چیزی نمی فهمم ؟
چرا من دارم گیج می زنم ؟
---------------------------------------------------------------------------------
چرا یکی تنش بد می خواره ؟
چرا لگولاس هیچی نمی نویسه ؟ (چرا می خواست بنویسه که :
روز روشن تو خیابون گربه و س - ک - س ؟
روش نشده انگار
آخی ، چه بچه ی محجوب و چندشی !)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و در آخر
چرا من این همه سوال پرسیدم و کسانی که توانایی پاسخ بهشون رو دارن من و خودشونو محروم می کنن ؟
خاطرات یک مصرف کننده لیتیم
Monday, May 21, 2007
Sunday, May 20, 2007
خاطرات یک ضد شما خرخوان ها !
دیشب هر چی شیمی می خوندم نمی فهمیدم یه خورده با لگولاس اس-ام-اس بازی کردیم بهش می گم من داغونم و چیزی نمی خونم میگه :ببخشید تو چرا درس نمی خونی ؟ تو درس نمی خونی ؟ والا نفمیدم منظورش چیه ولی نمی دونم منی که میرم میرینم به امتحان چجوری خوب درس خونده به نظر می آم ؟؟؟؟
یکی مثل من که صبح تا شب داره تو نت ... چرخ می زنه، درسشم قراره بخونه !خب حسابی چرت و پرت ( به فتح چ و پ ) گفتم ولی فردا رو داریم که همه اینها تو امتحان ۲۰ می شن [۱۹.۷۵ هم نه ، ۲۰ ! ]ّ میبینیم !
در دفاع خودتون حرفاتونو اینجا قبول داریم ;)
هر چند می دونم که حداقل یکیتون می گه که آدم از واقعیت زندگه که دفاع نمی کنه یا یه چیزی تو همین مایه ها !
خاطرات يك تكراري
و اين بود سرنوشت تمام تكرار گريزان



